تبليغاتX
ستاره من


ستاره من

ستاره من

رفتم مرا ببخش و مگو وفا نداشت

راهي به جز گريز برايم نمانده بود

اين عشق آتشين پراز درد بي اميد

در وادي گناه و جنونم كشانده بود

 

رفتم كه بوسه پرحسرت تورا

با اشكهاي ديده ز لب شستشو دهم

رفتم كه نا تمام بمانم در اين سرود

رفتم كه با ناگفته به خود آبرو دهم

 

رفتم مگو مگو كه چرا رفت.ننگ بود

عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما

از پرده خموشي و ظلمت چو نور صبح

بيرون فتاده بود به يكباره راز ما

 

من از دو چشم روشن و گريان گريختم

از خنده هاي وحشي توفان گريختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملامت وچدان گريختم

 

روحي مشوشم كه شبي بي خبر ز خويش

در دامن سكوت به تلخي گريستم

نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها

ديدم لايق تو و عشق تو نيستم

                                        فروغ.اهواز-مهر۱۳۳۳

خيلي وقت بود از فروغ شعري نذاشته بودم.آخرين شعر((قهر))بودش كه مناسب اون حالم بود و اين...

قربان شما:مهشيد

نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387| ساعت 1:2 قبل از ظهر| توسط مهشید| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست