تبليغاتX
ستاره من -


ستاره من

ستاره من

سلام سلام سلام

خوبید؟خوشید؟سلامتید

میدونم نمیخواید بگید...بابا میگم میدونم دیگه....آره تازه آپ کردم خبریم ندارم...اما یه دقیقه صبر کنید....چرا یه اتفاق افتاده برای کسی؟؟نه بابا هنوز زنده ام و شماها باید تحملم کنید..بابا امروز تولد عزیزمه..کسی که اگه بمیر میمیرم....کسی که وقتی من نبودم این وبو تنها نذاشت و بچم یتیم نموند...

آ باریکلا به بچه های باهوشششششششششششش...فهمیدید منظرورم کیه؟

هرکاری که میکنم وب نویسی رو که دوباره شروع نمیکنه...عمرناشم دیگه به وب سربزنه اصلا فکر کنم ستاره من رو یادش رفته باشه اما در هرصورت خدا بهش رو کرده و شده جیگر ستاره..

از اینجا با این همه فاصله که نمیتونم برات کادو بفرستم گرچه الان که دارم آپ میکنم یه کار دیگه هم میکنم آره دیگه دارم باهات میچتم و تو اصلا نمیدونی که این وب آپ میشود!!فرشته ی من تو اینجا پیشم نیستی اما باور کن یه دنیا انرژی دارم چون خدا ۱۶سال پیش فرشته ای رو به ماها داد که شاید کشی جز من قدرشو ندونه.

 میخوام شعری رو که واقعا دوست داری رو بذارم تا همه بفهمن که ابن گل من کیه:

فردای ما:

تویی تویی به خدا,این که از دریچه ی ماه

نگاه میکند از مهر و بامنش سخن است

تویی که روی تو مانند نو گلی شاداب

میان چشمه ی مهتاب بوسه گاه من است

 

تویی تویی به خدا,این تویی که در دل شب

مرا به بال محبت به ماه می خوانی

تویی تویی که مرا سوی عالم ملکوت

گهی به نام و گهی با نگاه میخوانی

 

تویی تویی به خدا,این دگر خیال تو نیست

خیال نیست به این روشنی و زیبایی

تویی که آمده ای تا کنار بستر من

برای اینکه نمیرم ز درد تنهایی

 

تویی تویی به خدا این حرارت لب توست

به روی گونه ی سوزان و دیده ی تر من

گهی به سینه پر اضطراب من سر تو

گهی به سینه پر التهاب تو سر من

 

تویی تویی به خدا دلنشین چو رویایی

تویی تویی به خدا دلربا چو مهتابی

تویی تویی به خدا که ز امواج چشمه ی مهتاب

به آتش دلم ار لطف میزنی آبی

 

تویی تویی به خدا عشق و آبروی منی

به سینه تا نفسی هست بیقرار توام!!

تویی تویی به خدا جان و عمر و هستی من

بیا که جان به لب اینجا در انتظار توام

 

منم منم به خدا این منم که در همه حال

چو طفل گم شده مادر به جستجوی توام

منم که سوخته بال و پرم در آتش عشق

((در آن نفس که بمیرم در آرزوی توام))

 

منم منم به خدا این که در لباس نسیم

برای بردن تو باز میکند آغوش

من آن ستاره ی صبحم که دیدگان تو را

به خواب تا نسپارم نمیشوم خاموش

 

منم منم به خدا این منم که شب همه شب

به بام قصر تو پا مینهم به بیم و امید

اگر ز شوق بمیرد دلم چه جای غم است

در این میانه فقط روی دوست باید دید

 

منم منم به خدا سایه ی تو نیست منم

نگاه کن منم ای گل که با تو همراهم!

منم که گرد تو پر میزنم چو مرغ خیال

ز درد عشق تو تا ماه میرود آهم

 

منم منم به خدا این منم که سینه ی کوه

به تنگ آمده از اشک و آه و زاری من

زکوه هرچه بپرسی جواب میگوید

گواه ناله ی شبهای بیقراری من

 

من و توایم که در اشتیاق میسوزیم

من و توایم که در انتظار فرداییم

اگر سپیده ی فردا دمد دگر آن روز

من و تو نیست میان من تو این:ماییم

 

 

اینم کادوی منه ها:

خوب عزیزای من من دیگه برم شماهم وقت کردید نظر بدید

قربون همتون:ستاره

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386| ساعت 1:1 بعد از ظهر| توسط ستاره| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست