ستاره من
ستاره من
راهي به جز گريز برايم نمانده بود اين عشق آتشين پراز درد بي اميد در وادي گناه و جنونم كشانده بود رفتم كه بوسه پرحسرت تورا با اشكهاي ديده ز لب شستشو دهم رفتم كه نا تمام بمانم در اين سرود رفتم كه با ناگفته به خود آبرو دهم رفتم مگو مگو كه چرا رفت.ننگ بود عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما از پرده خموشي و ظلمت چو نور صبح بيرون فتاده بود به يكباره راز ما من از دو چشم روشن و گريان گريختم از خنده هاي وحشي توفان گريختم از بستر وصال به آغوش سرد هجر آزرده از ملامت وچدان گريختم روحي مشوشم كه شبي بي خبر ز خويش در دامن سكوت به تلخي گريستم نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها ديدم لايق تو و عشق تو نيستم فروغ.اهواز-مهر۱۳۳۳ خيلي وقت بود از فروغ شعري نذاشته بودم.آخرين شعر((قهر))بودش كه مناسب اون حالم بود و اين... قربان شما:مهشيد
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


